

مقدمه :
شاید از یک نگاه ، جنگ ویتنام ، عرصه آزمون سختی برای نیروی هوایی ارتش ایالات متحده که دو موفقیت غیر قابل باور را در جنگ دوم جهانی و جنگ کره بدست آورده بود ، بشمار می آمد .
علیرغم خوشبینی های نخستین وبرتری هوایی این نیرو ، با ورود سامانه های توپخانه ای و موشکی کمونیست ها به عرصه رزم هوایی ، شرایط استراتژیک جنگ تا حد زیادی تغییر نمود و این مساله ، فرماندهان نیروی هوایی ارتش آمریکا را وادار کرد تا با دقت بیشتری از توان هوایی خود استفاده نمایند .

شکستن سخت ترین گردو :
با این وصف ، یکی از سخت ترین اهداف برای این طراحان عملیات رزمی نیروی هوایی ایالات متحده ، مجموعه پل تان هوا در بخش شمالی ویتنام بشمار می آمد که بر روی رودخانه سونگ مای قرار داشت . این پل عظیم از یک اسکلت بتونی بسیار بزرگ که توسط شبکه قدرتمندی از خرپاهای فولادی تقویت می شد ، ساخته شده بود و عبور یک خط ریلی استراتژیک و دو جاده عریض از آن که دو مرکز اصلی ویتنام شمالی ( هانوی و بندر هایفونگ ) را به هم مرتبط می نمود، موجب می شد تا براهمیت آن افزوده گردد .
در دو سوی این پل که در یکی از باریکترین بخشهای رودخانه سونگ مای احداث شده بود ، دو تپه کم ارتفاع از جنس سنگ آهک وجود داشت که در نزد خدمه نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، به هام رونگ (ham rong) یا سنگ اژدها ( dragon jaw) شهرت داشت .

پل تان هوا و دو سنگ اژدهای محافظ این پل
علت این نامگذاری ، ماهیت راهبردی این پل بشمار می رفت ، چرا که این موقعیت استقرار این پل عظیم الجثه ، درست در امتداد خط DMZ که در آن ، کمونیستهای ویتنام شمالی در حال جنگ با ارتش ویتنام جنوبی بودند ، قرار می گرفت و در نتیجه به یک هدف معنی دار برای حریف تبدیل می شد . علاوه برآن ، بدلیل فوق الذکر ، مجموعه این پل ، یکی از متراکم ترین شبکه های پدافند هوایی را در خارج از هانوی و هایفونگ در اختیار داشت و همین مساله ، حمله به آن را به یکی از سخت ترین حملات هوا به زمین برای نیروی هوایی تقریباً غیر قابل مقاومت ارتش آمریکا تبدیل نموده بود .

نمای شماتیک شبکه پدافند هوایی ویتنام شمالی در بخش شمالی خط DMZ
با این وصف ، علیرغم حملات متعددی که توسط اسکادرانهای جنگنده/ بمب افکن های اف-105 تاندرچیف از مبداء تایلند برعلیه این پل صورت می گرفت ، اما همچنان این موقعیت به شکل فعال حفظ می شد واین مساله بدان معنا بود که ، تلفات نیروی هوایی بدلیل تراکم بیش از حد شبکه پدافندی ، رشدی غیر طبیعی را می بایست تجربه نماید ، این فرآیند به شکلی سیر فزاینده بخود گرفت که تا سال 1966 ، 79 فروند پرنده رزمی بدلیل آتش شدید ضد هوایی از موجودی دارایی های نیروی هوایی کسر گردید .

اختراع ، زاییده احتیاج است :
برای متوقف نمودن این سیر ناخوشایند ، نیروی هوایی ارتش ایالات متحده ، در اواخر سال 1965 ، یک پروژه محرمانه را برای اجرای یک تهاجم غافلگیرانه به پل تان هوا در ویتنام شمالی ،در دستور کارقرار داد. هدف اصلی این پروژه ، انهدام مسیر ریلی موجود در این پل بود تا ارتباط پشتیبانی ویتنام شمالی دچار اختلال جدی گردد.
بدین ترتیب ، باآغاز سپتامبر 1965 ، آزمایشگاه تسلیحات نیروی هوایی (AFATL) مستقر در پایگاه هوایی اگلین ، توسعه یک مین شناور (در قالب یک سلاح با حجم کم و قدرت انفجاری بالا که فناوری آن بطور معمول در تسلیحات ضد زره مورد استفاده قرار می گرفت ) با قابلیت حمل توسط پرنده های ترابری را در دستور کار خود قرار داد. این مین دریک فاصله مشخص تا پل با چتر رها می شد و پس از رسیدن به موقعیت مورد نظر و تماس با آن ، عمل انهدام پایه های پل را اجرا می نمود .
این پروژه که در دهه 60 میلادی ، به عنوان بخشی از یک طرح محرمانه با عنوان پروژه 1959 ثبت گردید ، در میان پرسنل نظامی درگیر ، با شناسه " ماه کارولینا" شناخته می شد و درنهایت منجر به تولید یک مین به قطر 6 پا و وزن تقریبی 4000 پاوند گردید که نیمی از آنرا ، کلاهک انفجاری تشکیل می داد .

نمای شماتیک مین شناور پروژه ماه کارولینا
از سویی دیگر ، به محض اینکه فرماندهان ستاد نیروی هوایی مستقر در اقیانوس آرام از این تحقیقات مطلع شدند ، به استفاده از آن برای تخریب تان هوا علاقه پیدا کردند ،اما بزودی دریافتندکه این سلاح جدید ، صرفاً توسط پرنده های ترابری و با توجه به شرایط رزمی منطقه نبرد ، فقط توسط پرنده C-130 هرکولس قابل استفاده است .
از آنجا که دفاع ضد هوایی تان هوا بسیار متراکم و شدید ارزیابی می شد ، قرار براین شد که محموله مورد نظر ، در بخش بالایی رودخانه با چتر رها شود و توسط جریان آب به نزدیکی پل رفته و در زمان مقرر ، پل رامنهدم نماید .
این سلاح توسط پرنده های ترابری C-123 و یا C-130 توسط یک چتر نجات از ارتفاع 64 فوتی رها می شد تا به آرامی بر روی سطح آب فرود آید . این مین انفجاری ، از دو فیوز مسلح کننده بهره می برد . یکی از این فیوزها ، گونه اصلاح شده فیوز مورد استفاده در موشک سطح به هوای CIM-10 بومارک ( با پوشش 70 درجه ای ) و دیگری یک فیوز مادون قرمز ( با محدوده پوشش 3 درجه ای ) بود.

پرنده ترابری تاکتیکی C-123

پرنده ترابری تاکتیکی C-130E
کار بر روی گونه نهایی شده این سلاح ، در اکتبر 1965 آغاز شد. بدنه این مین شناور ازجنس تمام فولاد بود که در آزمایشگاه کمیسیون انرژی اتمی ساخته شد . در کنار آن ، بخش طراحی AFATL ، مسولیت بازطراحی فیوز اپتیکی را باکمک یک پیمانکار محلی بر عهده گرفت و نهایتاً 30 عدد فیوز موشک بومارک نیز از انبار ارتش تحویل گرفته شد .
با پایان یافتن برنامه ، 20 عدد مین آماده به کار و 10 عددمین آموزشی بعلاوه دستمزد پرسنل با هزینه 600 هزار دلار تولید گشت . در طراحی نهایی ، وزن هر مین به 3750 پاوند رسید و برای حمل و پرتاب آسان تر ، ابعاد آن به عرض 96 اینچ و ارتفاع 31.5 اینچ کاهش یافت .
ادامه دارد ...............................
پی نوشت :
منابع در انتهای مجموعه معرفی خواهد شد .
این مجموعه با صرف زمان ترجمه شده است ،
بنابراین ، هر گونه برداشت با ذکر منبع (MILITARY.IR) خواهد بود .
در غیر اینصورت ، برداشت کننده ، عرفاً و شرعاً ، مسئول خواهد بود .
مترجم : MR9
برچسب:
نویسنده: کاوه محمدزادگان